دختر و پسر امروزی

......پنجره ای رو به خدا


ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم :
 
عجب نقاشیه نکبت…
 
چه دست فرمونی داره توله سگ…
 
چقدر خوب میخونه بد مصب…
 
چه گیتاری میزنه ناکس…
 
استاده کامپیوتره لامصب…
 
موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی…
 
عجب گلی زد بی وجدان…
 
بی شرف خیلی کارش درسته…
 
دوستت دارم وحشتناک…!

 
 
اما وقتی میخوایم فحش بدیم:
 
برو شازده…
 
چی میگی مهندس…
 
آخه آدم حسابی…
 
دکتر برو دکتر…
 
چطوری آی کیو؟
 
به به! استاد معظم!
 
کجایی با مرام؟
 
باز گلواژه صادر فرمودی؟

 

هه هه هه هه

 

دختر آفتاب

نوشته شده در سه شنبه 21 مرداد1393ساعت 10:37 توسط دختر آفتاب|

سلام خانومي ها و داداشيها

 

 

شکسپیر میگه: «خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی … خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری … خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد»

 

آدم ها در دو حالت همدیگر را ترک می کنند: اول اینکه احساس کنند کسی دوستشون نداره و دوم اینکه احساس کنند یکی خیلی دوستشون داره . "ویکتور هوگو"

    

انسان هر چه بالاتر برود احتمال دیده شدن وصله ی شلوارش بیشتر می شود. "ادیسون"

  

خرد ، آدمی را گرانبهاترین چیز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد تا در نظر پادشاه گرامی ، و پیوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر این نیز نداشت دیگر درخور زنده ماندن نیست ، و بهتر است که مرگ وی را دریابد . "بزرگمهر"

              

حافظه آفریده ای هوس باز و مستبد است . هرگز نمی توانید بگویید که از کران? دریای زندگی چه سنگریزه ای را بر می گیرد و در گنجین? خود نگاه می دارد ، یا کدام گل ناشناخته ای را از مزرعه می چیند ، و به عنوان رمز اندیشه هایی که در اعماق قرار گرفته اند و روزی اشک به چشم می آورند حفظ می کند . و با این همه در این شک ندارم که مهمترین چیزها آنها هستند که بهتر به یاد می آیند ." هنری وان رایک"

 

درسهائی که بر زانوی مادر آموخته شده ، آموزش هایی که پدر داده ، همراه با داستانهای شیرینی که در کنار بخاری به گوش خورده ، یادگارهای شیرینی است که هرگز کاملاً از یاد نمی رود . "لامنه"

 

دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود . "لوتر"

 

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد *** تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس . "حافظ"

 

 

Blog Skin

نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1392ساعت 12:27 توسط دختر آفتاب|

 

از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه آن جالب بود.

  سؤال از این قرار بود: 

 نظر خودتان را راجع به کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟

  و جالب اینکه کسی جوابی نداد .

 چون :

در آفریقا کسی نمی دانست 'غذا' یعنی چه؟ 

در آسیا کسی نمی دانست 'نظر' یعنی چه؟ 

در اروپای شرقی کسی نمی دانست 'صادقانه' یعنی چه؟ 

در اروپای غربی کسی نمی دانست 'کمبود' یعنی چه؟

  و در آمریکا کسی نمی دانست 'سایر کشورها' یعنی چه؟

نوشته شده در شنبه 11 شهریور1391ساعت 16:45 توسط دختر آفتاب|

 سلااام.

ايام غمبار امتحاناتتسليت!

عرضي نداشتم!

نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1391ساعت 20:58 توسط دختر آفتاب|

به نام زیبا ترین سخن عشق

 

تو رابه ماه وخورشید وصف می کنم ودستهای

تو را برای ابر وباد وسعت دل تو را برای آسمانها شرح می دهم.

ااما بازهم تو به وصف نمی آیی تو مثل یاسی تو سختی وصبورمثل فرهاد

 توپاکی  ولطیف مثل مجنون ومن آهسته به سراغت می آیم .

غروب غمت آرزوی من است. در چشمانت لانه می کنم تا تماشایت کنم.    مرا   مرادریاب که شب بارانی من بی توهماننداقیانوس طوفانی است.       

مرادریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است. 

 

 

اومدم شبهارو باورنکنم   

                                      غصه نذاشت

اومدم غصه رو باور نکنم

                                      شب نمی ذاشت

 

                   حا لا

                                      باور بکنم

                                                             یا که باور نکنم

دردی درمون نمیشه

                                      کاری آسون نمیشه

 

کوه غصه توی قلبم دیگه ویرون نمیشه.

 

دختر آفتـــــــــــــــــــــــاب

نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 18:49 توسط دختر آفتاب|

از دانشمندی پرسیدند:زندگی خود را بر چه بنا کردی؟

گفت بر 4 اصل:

1-دانستم که رزق مرا دیگری نمی خورد   پس آرام شدم.

2-دانستم که خدا مرا می بیند   پس حیا کردم.

3-دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد   پس تلاش کردم.

4-دانستم که پایان کارم مرگ است   پس مهیا شدم.

نوشته شده در جمعه 25 آذر1390ساعت 11:36 توسط دختر آفتاب|

سلام به همگی.شرمنده که یه مدت نبودم.

برد اس اسو به همه ی هوادارای گل و دوست داشتنی تبریک می گم.بچه ها مثل همیشه گل کاشتن.

امروز آرش جوووووونمو دیدین تو نیمروز آورده بودنش؟قربونش برم.داداش جوووون خودمه.

 

 

خوشبختی بر سه اصل استوار است:

تجربه از دیروز

استفاده از امروز

امید به فردا

 

تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل استوار است:

حسرت دیروز

اتلاف امروز

ترس از فردا

 

نوشته شده در شنبه 26 شهریور1390ساعت 18:43 توسط دختر آفتاب|

با عرض خالصانه ترین سلامها...

 

گفتند:شکست یعنی تو یک انسان درهم شکسته ای.

گفتم:نه!شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام.

گفتند:شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای.

گفتم:نه!شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام.

گفتند:شکست یعنی تو حماقت کردی.

گفتم:نه!شکست یعنی من به اندازه ی کافی جرئت و جسارت داشتم.

گفتند:شکست یعنی تو دیگر به مقصود نمیرسی.

گفتم:نه!شکست یعنی باید از راهی دیگر به سمت هدفم حرکت کنم.

گفتند:شکست یعنی تو کوچک و نادانی.

گفتم:نه!شکست یعنی من هنوز کامل نیستم.

گفتند:شکست یعنی تو زندگی و عمرت را بیهوده تلف کردی.

گفتم:نه!شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم.

گفتند:شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی.

گفتم:نه!شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم.

به گفته های خودم ایمان داشتم و شکست را شکست دادم!

نوشته شده در یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 9:5 توسط دختر آفتاب|

سلام دوستان عزیز

من باز واسم مشکل پیش اومده.

هر کی میتونه یاری برسونه.

سیستمم به اینترنت وصل میشه ولی مثه وقتی که وصل نیست هیج سایتیو باز نمیکنه.چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الانم کافی نتم.

نوشته شده در چهارشنبه 5 مرداد1390ساعت 18:36 توسط دختر آفتاب|

سلام دوست جونام

 نایت اسکین     نایت اسکین     نایت اسکین    نایت اسکین

خوبید که؟نایت اسکین

 

خوش می گذره؟نایت اسکین

 

 

امروز اومدم یکی از متنای خوشگلی که خودم عاشقشم واستون بذارم.نایت اسکین

امیدوارم خوشتون بیاد.نایت اسکین

 

 

نظر هم فراموش نشه.نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین

 

 

 مانع نباش...

مانعی برای پرواز آرزوهایت نباش.آسمان همواره پذیرای قاصدک هایی ست که امید هایت را سوار بر آن کرده ای...

هیچ کس به اندازه خودت نمی تواند بذر آرزو را بارور کند پس مانعی برای تحقق یافتن آنها نباش و پر کشیدن آرزو میان ابرهای خیال را نظاره گر شو.

هر روز از زندگی ما حکایت چیدن سیبی از درخت زندگی است.

بر اساس تلاش و کوششی که می کنی   بر اساس نگاهی که به زندگی داری   سیبی سرختر و درشت و شیرینتر انتخاب خواهی کرد.

ای کاش کوله بارمان پر از سیب های سرخ و رسیده باشد.

رویش پاییز در زندگی هر کسی اجتناب ناپذیر است.

کسی تقویم را زیباتر ورق خواهد زد که  برگهای زرد خاطرات زندگی را در حصار تارهای زمان جا بگذارد.

 

 

دختر آفتاب

نوشته شده در دوشنبه 13 تیر1390ساعت 20:13 توسط دختر آفتاب|


آخرين مطالب
» دوباره برگشتن!!!
» یاد بگیر!
»
»
» الکی!
»
» هو و و و و و و و و را
» شکست
»
» مانع نباش...

Design By : Pichak